برای نگفتن

آنقدر

حرف دارم

که زبان حوصله ام

سر رفته است


و برای نوشتن نیز

آنقدر

که قلم

میان انگشتانم

به خواب میرود


/ 16 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساچلی

از خدا برات یه عالمه آرامش فکر و خیال می خوام.قربونت برم نبینم غصه بخوری ها [بغل]خدا بزرگه

ساچلی

خصوصی داری عزیز دل ساچلی [بغل]

ساچلی

http://falgoo.blogfa.com/post-283.aspx#Label1[بغل]

قزن قلفی

فقط اومدم برات آرزوی موفقیت بکنم . [ماچ]

نازخاتون

نه بابا شوهر کجا بود !!!! خوبی تو ؟

ساچلی

[بغل]خیلی خیلی ماهیییییییییییییییییییییییی

مرتضی اقبالیان(آخرین کوکب)

سلام پذیرای حضور سبزتون در تارنمای شخصی خود هستم به همراه آهنگ جدیدی از ساخته های خودم ............... در ضمن شعرتون بسیار خوب بود

ليلا

بانوي عزيز و مهربون . الگوي اون خريدها و ذهنيت ها اينه كه يك روز هدفون به گوش ، در حال آهنگ گوش دادن ، يك كوله پشتي بندازي روي دوشت و بي خيال دنيا و متعلقاتش ، بري بيرون و هر چي كه حس كردي برات آرامش مياره بخري . از يك شال گردن قشنگ گرفته تا قاب گوشي . اون وقته كه ناخودآگاه دلت ميخواد رنگ هاي آرامش بخش بخري . امتحان كن ، خيلي خوبه . حداقل براي چند روز آروم مي موني . اينجوري كودك درونت يك چند وقتي باهات آشتي مي كنه [چشمک]