از اینکه این روزها گه گاه و چه بسا غالبا به خشم می آئی ابدا دلگیر و آزرده نیستم

من خوب میدانم که تو سخت ترین روزها و سالهای تمامی زندگی ات را میگذرانی حال آنکه هیچ یک از روزهای سالهای گذشته نیز چندان دلپذیر و خالی از اضطراب و تحمل کردنی نیوده است که با یاد اوری انها ، این سنگ سنگین غصه ها را ازدلت برداری و نفسی به آسودگی بکشی...

صبوری تو.. صبوری تو ....صبوری بی حساب تو در متن یک زندگ مفرح نا امن و آشفته ، که هیچ چیز ان را مفرح نساخته است و نمی سازد به راستی شگفت انگیز ترین حکایت هاست.

 

پی نوشت :

باز هم نوید مدتی از من دور شد و من در پی بهانه هایم به این نامه از نادر ابراهیمی رسیدم.....هچند فردا این هجران هم تمام خواهد شد اما زخمی که از جدائی ها در دلم میماند زدودنی نیست.


/ 4 نظر / 13 بازدید
فروغ

بریدا عزیز زندگی به همین دوری ها و نزدیکی ها متصل است شاد باشی نازنین[گل]

ساچلی

بریدای خوبم سلام. کاش هیچ موقع این دوریها وجود نداشت. مواظب خودت و دلتو خدای دلت باش. دوست دارم [قلب]

فروغ

سال نو مبارک بریدا جان[گل]

دختر همسایه

بریدای عزیز اومدم سال نو رو بهت تبریک بگم سالی خوب پیش رو داشته باشی[گل]