به ساعت که نگاه میکنم دلهره عجیبی به وجودم سرازیر میشه.آنچنان که گاهی دلم میخواد ساعتی رو که مقابلم مدتهاست به دیواره بردارم و پشت سرم نصب کنم.دستام از درون میلرزن.کلافگی همیشگی هنگام سرم زدن ، هنوز بعد از گذشت دو روز رهام نکرده.خمیازه

چند روز پیش مثل همیشه که وقتی گرسنه ام میشه دیگه عقلم کار نمیکنه مجبور شدم بیرون یه چیزی بخوریم سبز

خوردن همانا و مسموم شدن همانا و سرم همانا و دوروز دل درد و استفراغ همانا و ضعف های مکرر همانا و.........هیپنوتیزمو به همین دلیل دوباره درسامو نخوندم و عقب افتادم و الان کاسه چه کنم چه کنم دستمه که امتحان شنبه رو چکار کنم.

این روزا برای اینکه داریم سه موتوره کار میکنیم تا یه سری از کارا به موقع انجام بشه. حالا یه موقعی که فرصت کردم از کارای جدیدمون مینویسم

فقط اینکه  یه سایت جالب هم راه انداختیم  که لینکشو میذارم تا اگه کسی خواست ببینه .

 درخواست ایرانیان برای حضور سید محمد خاتمی در انتخابات دهم ریاست جمهوری

 پی نوشت :

دوست جونم به سلامتی اومد و برگشت.امیدوارم که بهش خوش گذشته باشه و بازم بیاد

زمان داره مثله باد میگذره و من هنوز هیچی از زندگیمو جمع نکردم.

خدا هیچ وقت کسی رو تنها نمیذاره. حتی در لحظه غفلت هم یادمونه

 

/ 8 نظر / 3 بازدید
لیلا

تو چقده اکتیوی دختر خوب . حسودیم شد [نیشخند]

شیوا

ای بابا بریدا جوت هی خجالتم ندین دیگه کتابم اسمش " من جر می زنم " انتشارات فرهنگ ایلیا ی رشت ...فکر نکنم هنوز درست وحسابی پخش هم شده باشه در ضمن فکر نمی کنم به اندازه وبلاگم خوندنی باشه مال یه شیوای چهارسال پیشه ...

شاه رخ

این نامرد مال منو بد زد یه کف دست روی ساعدم کبود شده الان

نسیم

ببين بريدا جان تو خيلي براي من جالبي...چونكه اغلب اتفاقاتي كه براي تو ميفته براي منم توي همن بازه زماني مي افته...نمونه اش همين مسموم شدن...فقط تفاوتش اينه كه تو توي وبلاگت نوشتي و من نه...از درس خوندن هم كه نگو...البته خدائيش من اين هفته ديگه پايان نامه ام رو نوشتم و تحويل دادم... برو ياد بگير.... برو درس بخون...عوض آيه اختراع كردن كه خدا از زير كار درروها رو دوس نداره...

شاه رخ

راستی همیشه رمان خوندن حسودی نداره ها ! بعضی وقتا از زور زندگیه

فروغ

بریدا عزیزم سلام من خوبم. زندگی روال خودش را دارد به غیر از درد سرهای گاه به گاه گم کردن سوئیچ ماشین و دزد زدن به خانه یک دوست خوبت و منتظر نامه بیمارستان بودن... و نزدیک شدن سالگرد پدر... مرسی عزیزم. صداقت و مهربانی همیشه در زندگی برای من کارساز بوده... می بوسمت.[بغل]

تمساح

لنگه کفش در بیابان برکت خداست...یا هو