چند روز پیش برای افطار در جمع بنیاد امور بیماری های خاص بودیم.

این که عده ای بدون چشمداشتی دور هم باشن برای کمک به هم نوع خودشون  خیلی روح نوازه.

یه سینی بزرگ پر از سیب هم گذاشته بودن که مثلا به مبالغ مختلف بفروشن و پولشو  برا ی رسیدگی به افراد تحت پوشش خودشون خرج کنن.هر کسی میومد و یه دونه سیب برمیداشت و قیمتشم میگفت . همه براش دست میزدن.یه نکته جالبی که بود خیلی از اونائی که کمک میکردن پولشون به یورو و دلار بود.

در این میون جالبتر از اون دوتا دختر بچه بودن که پدر مادرشون فرستادنشون واسه اهدای کمک.اولی دلش میخواست مرده شور بشه و اول همه آقای مجری رو بشوره و دومی میخواست پزشک زایمان بشه و اولین بیمارش باباش باشه.قهقهه

این دو تا دختر بچه اینقدر ناز و کوچولو بودن که آدم دلش ضعف میرفت.حتی نمیتونستن کلمات رو خوب ادا کنن اما خیلی وروجک بودن .و ما اینقدر خندیدم که اشک از چشمامون سرازیر شد.

 نمیدونم چرا نوع کمک کردنشون خیلی به نظر جالب نیومد. اینکه اینطوری مردم رو تشویق به کمک بشن یا مثلا برای اینکه کمک بیشتری دریافت کنن دو تا باجناق رو بیارن و بندازنشون توی رودربایستی یه کمی ..... در کل نفس عمل خیلی عالیه اما به نظر من میتونه روشهای بهتری داشته باشه.ابرو

دعا میکنم تو این ماه عزیز یه روزی بیاد که مردمون  بتونن تمام نیازهاشونو خودشون برطرف کنن و هیچ نیازمندی نباشه .لبخند

 

/ 0 نظر / 14 بازدید