دارم خودمو هل میدم تا بلکه با نوشتن کمی از بار ذهنیم کم بشه..

امروز از صبح که از جا پریدم احساس خماری کردم تا الان که برخلاف همیشه زودتر از معمول کارم تموم شده همچنان خمار میباشم.

یه برنامه سنگین برای کارهام ریختم و دارم شدیدا سعی میکنم طبقش عمل کنم. کارها هم به خوبی پیش میره (جملات مثبت درمانی ) 

روزهایی که میگذره شاید سختترین روزها باشه

اما امیدواریش اینه که میگذره.......

/ 1 نظر / 14 بازدید
لیلا

عادت نوشتن از سرت پریده ، شروع کنی ذهنت منظم تر میشه