نسیما


 

   صبح که از خواب بیدار شدم و خودمو توی آینه نگاه کردم از دیدن خودم وحشت کردم چشمای پف آلود و ورم کرده ، موهای ژولیده، صورت رنگ پریده ... پای چشمام یه هاله بزرگ درست شده بود. خیلی تماشائی بود. انگار مامان واقعا حق داشت . من خودم قیافه خودمو نمیبینم خبر ندارم..........

چقدر من عوض شده بودم. تازه وقتی از دکتر داروخانه دارو میگرفتم وقتی صدای خودمو شنیدم از تعجب شاخ در آوردم. چه اروم و بی روح شدم. انگار روح از این قفس تن من پریده. اصلا انگار من دیگه خودم نیستم. حتی عقایدم هم کلی با گذشته فرق کرده . انگار هیچ کاری به نظرم زشت و قبیح نمیاد. قبح خیلی از گناها واسم ریخته شده و من نمیخوام که اینطوری باشه !!!! دیشب وقتی العفو میگفتم تازه فهمیدم که چقدر پرت افتادم. تازه فهمیدم که چقدر دارم با ارزشام فاصله میگیرم. تازه عمق فاجعه رو حس کردم.

من دیروز به سادگی افتادن یه برگ به یه دیوونه زنجیری تبدیل شده بودم.

   تازه فهمیدم که چه ایمان ضعیفی دارم وقتی دو ساعت بعد یه تغییراتی دیدم که ... یه چیزائی دیدم که به یقین رسیدم. تازه فهمیدم معنای واقعی" بخوانید تا اجابت کنم " چیه !!!!!!!!!!!!!!!!

   من طی چند ساعت کوتاه خیلی چیزا رو حس کردم ، لمس کردم. فهمیدم!

دیشب شب معراج من بود

  با دیدن اون صحنه کذائی .... با گم شدن یه برگه و با شنیدن خبره....... شدم دقیقا عین دیوونه های امین آباد. چه زود خودمو باختم... اما میدونو خالی نکردم... طی همین ساعتای کوتاه من به اوج رسیدم. من مردمو باز متولد شدم . خدائی که ازش مرگ میخواستم اونو بهم داد.

   خدایا تو چی هستی؟

   خدایا تو چقدر مهربونی؟ منه گله مند که تا ناکجا آباد رفتمو از کجا برگردوندی؟ ازکجا یه دفعه اومدی دستمو گرفتی؟ مگه میشه تو باشیو من عاشق کسی دیگه بشم؟ مگه میشه تو باشیو من منتظر غیر تو باشم؟ مگه میشه کسی جمال تورو ببینه دیوونه نشه؟ من حتی یه لحظه نمیتونم به وجودت  فکر کنم!!! نه... باز دیوونه میشم

خدایا تو کجائی؟ من اینقدر لیاقت ندارم که از رگ گردن بهم نزدیک ترباشی.

    خدایا.....

 


زهرا خوشحالی

درودهایم تقدیم کسی باد
که کاستی‏هایم را می‏بیند
و باز هم دوستم دارد

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پست الكترونيك


نويسندگان
زهرا خوشحالی


آرشيو من
امرداد ٩٥
فروردین ٩٥
دی ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
فروردین ٩٤
دی ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اسفند ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
بهمن ۸۸
آبان ۸۸
تیر ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اسفند ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢


لينک دوستان
یکرنگ
کنسرو حرفهای من
روسپیگری
چیستا یثربی
ماندن بی من
اقاقيا
تمساح
برای زن فردا...کردیا
ساچلی
کتابخوان
باشگاه کتاب اگر


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسي
  RSS 2.0