نسیما


 

چقدر دلم تنگه

انگار هزار روز گذشته.انگار همین دیروز بود که اومدیم اینجا.انگار همین دیروز بود که 16 نفری میرفتیم سر کلاس و برمیگشتیم.انگار همین دیروز بود که حتی اسم همدیگه رو نمیدونستیم.

خیلی زود گذشت!!! نه؟؟؟

وقتی یادم می افته باور کنید که اشکم در میاد

یادش بخیر اون صبحائی که نرگس با دلیل و برهان بیدارم میکرد

ساعتشو میآورد جلو ... ببین.. نگاه کن ساعت 30/7

یادش بخیر... همه اون روزا وقتی از خواب بیدار میشدیم کلی غر میزدیم که

بابا دختر نونت نبود آبت نبود دانشگاه اومدنت چی بود

یادته رویا؟ این جمله ای بود که تقریبا هر روز صبح به جای سلام به هم میگفتیم

هاجر یادته؟؟ از کلاس که می اومدیم میپریدی رو تخت میگفتی حالا بخوابیم

یادتونه که هر موقع هلن سردرد میگرفت همه سعی میکردیم که ساکت باشیم خوابش ببره مثلا"؟

آزاده یادته هر روز صبح تقریبا همه ازت میپرسیدند که دیشب تا چند درس خوندی؟

یادتونه شبائی که امتحان داشتیم منتظر بودیم مژگان بیاد بخوابه تا همگی به تبعیت از شاگرد اول کلاس بپریم رو تخت و لالا

چه شبائی که تازه وقتی چراغو خاموش میکردیم تا 4 ساعت حرف میزدیم تا صدای هیس هیس بچه های دیگه بلند نمیشد بس نمیکردیم

چه روزائی که با هم تبانی میکردیم و کلاس تعطیل!!!!

روزای امتحان یادتونه که بچه های دیگه کشیک مارو میدادن ببینن ما میخونیم یا نه

ما هم که همیشه کتاب دستمون بود اما مگه کسی درس میخوند!!!

وای یادتونه اون لقمه حرومی که خوردیم چقدر چسبید یادتونه بجای دوتا ژتون شیش تا گرفتیم؟؟ هی خوردیم و خندیدیم . یادته رفتیم با هم سلف گفتیم بچه گشنن . اشپز دلش سوخت یه عالم غذا بهمون داد نفهمید چه کلاهی سرش گذاشتیم.

شب یلدا یادتونه؟ اینقدر زدیم و رقصیدیم که نزدیک بود از خوابگاه اخراجمون کنن

مژگان اون تاتره که با هم بازی کردیم یادتونه؟ چه لامبادائی با هم رفتیم تاریخی افتادیم تو ظرفا همه شکست.

همه اینا داره از جلو چشام رژه میرن .

اون فیلم عروسیه یادتون میاد ؟ اینقدر چراغو روشن کردیمو خاموش کردیم که از بیرون خبر دادن .سرپرست اومد سراغمون.

خدای من . چقدر وحشتناکه که یه روزی ماها همدیگه رو جائی ببینیم اما نشناسیم

ای کاش به این زودیا تموم نمیشد.ایکاش هیچ وقت.....

عجب رسمیه

            رسم زمونه

                      قصه برگو باد خزونه

                                         میرن آدما

                                                    از اونا فقط خاطره هاشون به جا میمونه

ترم یک که روز آخر اینو گذاشته بودن هیچ فکرشو نمیکردم که قصه ما هم به این زودی سر بیاد. دیگه کی ما دور هم میشیم که مژگان جدیدترین شعرشو برامون بخونه؟ کی میشه یه بار دیگه کتریو بدیم به هلن و بگیم بخون اونم شروع کنه

سفر کردم که از یادم بری دیدیم نمیشه     آخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه

آخه من از این به بعد ادای سوزان رو واسه کی دربیارم؟

وقتی اعظم نباشه که برامون بخونه ابرو به من ....

از اینجا که بریم اکرم نیست که ادای اقای گنجیو در بیاره

کی سر ساعت کیفشو برداره بره سرکلاس وقتی دیگه تو کلاس بعدیمون شفیعه نداشته باشیم؟  کی برامون بره چای دم کنه؟؟ وقتی سمیه دیگه شوهر داره که دیگه واسه ما چای درست نمیکنه ...خانم بهداشت کجاست هر شب تذکر بده مسواک فراموش نشه

فقط خواستم بگم بچه ها

رویا ، هلن،هاجر،مژگان، آزاده، الهه ،مهناز ، نرگس ،دو تا سمیه ها ،عاطفه ،تهمینه زری، مهدیه ،سمانه ،مائده ،اعظم ،اکرم ،الهام ،شفیعه ،فرانک، زهرا

هیچ وقت فراموشتون نمیکنم

همیشه به یادتونم و دوستون دارم

خواستم بگم که بهترین روزای عمرم تو اتاق 10 سپری شد.از همتون ممنون که بهم این خاطزه های خوبو یادگاری دادید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


زهرا خوشحالی

درودهایم تقدیم کسی باد
که کاستی‏هایم را می‏بیند
و باز هم دوستم دارد

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پست الكترونيك


نويسندگان
زهرا خوشحالی


آرشيو من
امرداد ٩٥
فروردین ٩٥
دی ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
فروردین ٩٤
دی ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اسفند ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
بهمن ۸۸
آبان ۸۸
تیر ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اسفند ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢


لينک دوستان
یکرنگ
کنسرو حرفهای من
روسپیگری
چیستا یثربی
ماندن بی من
اقاقيا
تمساح
برای زن فردا...کردیا
ساچلی
کتابخوان
باشگاه کتاب اگر


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسي
  RSS 2.0